شیوه ها و روش های مناظره امام صادق (علیه السلام)
48 بازدید
موضوع: کلام

به نام خدا

ائمه هدی (سلام الله علیهم) در دفاع و تبیین عقائد ناب اسلامی، شیوه های مختلفی را در احتجاج با اهل لجاج، ملحدین و یا دیگر افراد داشته اند. آنان به حقّ بر اساس آیه شریفه «ادعُ إلی سبیل ربّک بالحکمه و الموعظه الحسنه و جادلهم بالّتی هِیَ أحسن» با مخالفین خود رفتارنموده و علاوه بر پیروزی بر خصم، در موارد قابل توجهی، سبب هدایت آنان به دین مبین اسلام گشته اند.

 اطلاع و آگاهی از این شیوه ها برای محقّقین و پژوهشگران علوم اسلامی به ویژه دانش پژوهان علم کلام، امری ضروری است. آگاهی به این شیوه ها، علاوه بر مستحکم نمودن باورهای دینی، نقش موثری در دفاع از عقائداسلامی به خصوص مکتب تشیع، ایفا می کند. در همین راستا با بهره گیری از یکی از مناظرات امام صادق (ع) به برخی از شیوه های ایشان در برخورد با مخالفین اشاره می گردد.

ترجمه حدیث:

از هشام نقل است كه گفت: در مصر فردى زنديق می ‏زيست كه سخنانى از حضرت صادق عليه السّلام به او رسيده بود، روزى به مدينه آمد تا با آن حضرت مباحثه كند؛ وى را نيافت، گفتند به مكّه رفته، آنجا آمد، ما با آن حضرت مشغول طواف بوديم كه به آن حضرت نزديك شده و سلام كرد، حضرت پرسيد: نامت چيست؟ گفت: عبد الملك (بنده سلطان)، كنيه‏ ات چیست؟ گفت: أبو عبد اللَّه (پدر بنده خدا).

حضرت فرمود: اين سلطانى كه تو بنده اويى از سلاطين زمين است يا آسمان؟و نيز بگو: و پسرت بنده كدام خدا است؛ خداى آسمان يا خداى زمين، بگو!. ولى او ساكت ماند، باز فرمود: بگو! ولى لب نگشود.

و امام فرمود: وقتى از طواف فارغ شديم نزد ما بيا. زنديق پس از پايان طواف امام عليه السّلام آمده و در مقابل آن حضرت نشست و ما نيز اطرافش بوديم.

امام به او فرمود: قبول دارى كه زمين زير و زبرى دارد؟ گفت: آرى. فرمود:زير زمين رفته‏ اى؟ گفت: نه، فرمود: پس چه ميدانى كه زير زمين چيست؟ گفت: نميدانم ولى گمان می‏كنم زير زمين چيزى نيست! امام فرمود: گمان؛ درماندگى است نسبت به چيزى كه به آن يقين نتوانى كرد، سپس فرمود: به آسمان بالا رفته‏ اى؟ گفت: نه، فرمود: می‏دانى در آن چيست؟ گفت: نه.

فرمود: آيا به مشرق و مغرب رفته ‏اى و پشت آن دو مكان را نظاره نموده ‏اى؟ گفت: نه. فرمود: شگفتا از تو كه نه به مشرق رسيدى و نه به مغرب، نه به زمين فرو شدى و نه به آسمان بالا رفتى و نه از آن گذشتى تا بدانى پشت سر آسمانهاچيست و با اين حال آنچه را در آنها است منكر گشتى، مگر عاقل چيزى را كه نفهميده انكار می كند؟!! زنديق گفت: تا حال كسى غير شما با من اين گونه سخن نگفته بود،امام فرمود: بنا بر اين تو در اين موضوع شكّ دارى كه شايد باشد و شايد نباشد! گفت:شايد چنين باشد. امام فرمود:اى مرد، كسى كه نمى‏داند بر آنكه می‏داند برهانی ندارد، نادان را حجّتى نيست، اى برادر مصرى از من بشنو و درياب كه ما هرگز در باره خدا شكّ نداريم، مگر خورشيد و ماه و شب و روز را نمى ‏بينى كه به افق درآيند، و ازهم سبقت بجويند، می‏روند و می ‏آيند و در اين عمل ناچار و مجبورند و مسيرى جز مسيرخود ندارند، اگر نيروى رفتن دارند پس چرا بر مى ‏گردند؟ و اگر مجبور و ناچار نيستند چرا شب روز نمی ‏شود و روز شب نمی ‏گردد؟ اى برادر مصرى بخدا آنها براى هميشه به ادامه وضع خود ناچارند. سپس افزود: براستى آنچه را به او گرويده‏ ايد و گمان می ‏كنيد كه دهر است، اگر دهر مردم را می ‏برد چرا آنها را بر نمی ‏گرداند و اگر برميگرداند چرا نمی ‏برد؟ آيا آسمان را نمی ‏بينى كه افراشته است و زمين نهاده شده،بدون آنكه آسمان بر زمين بيفتد، و چرا زمين بالاى طبقاتش سرازير نمى‏گردد و به آسمان نمی ‏چسبد!؟ خدا كه پروردگار و مولاى زمين و آسمان است آنها را نگه داشته!.

راوى گويد: فرد زنديق بدست امام عليه السّلام ايمان آورد، و حضرت به هشام فرمود: او را نزد خود بدار وتعليمش ده. (الاحتجاج،ج2، ص:335

توضیح اسلوب و روشهای مناظره فوق:

1. موضوع مناظره: اثبات وجود صانع عالِم قادر برای عالَم.

2. وضع(رأی ومدعای مجیب): عدم وجود آفریننده­ ای برای عالم.

3. طرفین مناظره: سائل و مجیب(پرسشگر و پاسخگو):

 همانطور که از متن حدیث معلوم است، امام صادق (علیه السلام) قبل از آنکه طرف مقابل یا همان خصم، سخنی بگوید با یک تیزبینی خاص، ابتدا به سوال نموده و در جایگاه سائل قرار میگیرد و خصم را در موضع مجیب قرار میدهد. البته این شیوه در بسیاری از مناظرات امام صادق (علیهالسلام) مشهود است.

امام (علیه السلام) پرسش را میپرسیدتا با توجه به پاسخ فرد و ادعایش وی را مجاب کند و عقائد حقه را ثابت کند.

4. شیوه برخورد امام (علیه السلام) در جلسه اول مناظره:

الف) برخورد با خصم به نحو جدال احسن:

 امام (علیه السلام) اولا از راه مجادله به وجه احسن فرمود: نامت چیست؟ کنیه ات چیست.؟

وجه مجادله در این گفتگو: اسم، باید بامسمّی مطابقت داشته باشد.

ب) پاسخگوئی غیر مستقیم به شبهه:

از آنجا که این فرد مصری (خصم) دچار خود بینی و جهل مرکب بوده، لذا دریچه عقل وی درمساله خداشناسی بسته شده بود. پایه خود بینی او تا آنجا بود که شهرت علمی امام ازمدینه او را ناراحت کرده بود و به راه افتاده که با طی مسافتهای دور در برخورد علمی با امام (علیه السلام) پیروز گردد.وقتی در طواف به حضرت میرسد به ایشان شانه ای میزند و حضرت از عمل وی به دردش پی می برد گرچه ایشان حقائق نهفته را میداند.لذا برای شکستن غرور و خود بینی که دریچه عقل را برایش بسته بود، امام(ع) یک نیشتر عمیق به قلب او میزند و بلافاصله نام او را می پرسد. امام او را به این نکته متوجه می سازد که شعور بی زبان خداشناسی، پدرت را به این اعتراف رهبری کرده کهتو بنده هستی و خودت را هم مسخر کرده که تاکنون آنرا پذیرفته ای و درمورد عوض کردن نامت برنیامده ای؛ پس از اعماق دل معترفی که تو بنده مَلِکی هستی. لذا حضرت می پرسند که این پادشاه زمینی است یا آسمانی؟ از آنجا که مغرور به دانش حاضر نیست بگوید که من بنده فلان پادشاه هستم لذا دلش لرزیده و عذر می آورد که این نام را پدرم بر من گذاشته و منم به خاطراحترام به پدر، نامم را عوض نکرد­ه­ ام.  به علاوه امام او را یاد آور کنیه ­اش میکند بر اینکه پسرش به نام عبدالله است. امام از نامی که خود او بر فرزندش قرار داده او را متوجه شعور بی زبان خودش میکند وپرده مانع تعقل او را می شکافد. این یک عمل روحی بسیار ماهرانه بود که امام "(علیه السلام) انجام داد.

نتائج برخورد اول:

الف. شکستن غرور علمی خصم.

ب. کنار زدن پرده غفلت و وادار کردن خصم به تعقل.

شیوه برخورد امام (علیه السلام) درجلسه دوم مناظره

الف) برخورد با خصم به نحو خطابه:

 حضرت با این جمله استدلال میکند که آیا میدانی زمین و آسمان زیر و زبری دارند تا آنجا که میفرماید: آیاخردمند به خود اجازه میدهد که چیزی را که نمیداند و نمیشناسد انکار نماید. منظوراز این بیان این است که خصم را از مقام انکار خارج سازد و به مرحله شک و تردید درآورد تا آماده قبول کردن حق گردد.

خلاصه استدلال این است که تو برای اینکه آفریننده جهان را ندیده­ ای اورا انکار میکنی و اگر دیده بودی انکار نمیکردی، مگر تو بر تمام جهان احاطه داری وتمام عوالم را دیده­ ای ؟ شاید خدا در موضعی که تو ندیده­ ای وجود داشته باشد.

این که میگویی گمان میکنم که خدا در ماورای آسمانها نباشد دلیل عجزتوست چون به نبود خدا یقین نداری و اگر قادر به تحصیل یقین بودی این طور تعبیرنمیکردی و عاقل چیزی را که دلیلی برنفی آن ندارد انکار نمیکند. در نتیجه زندیق فهمید که برای عاقل زشت است که بدون دلیل قاطع چیزی را انکار کند . لذا اقرار کرد من در وجود خدا شک و تردید دارم؛ ممکن است وجود داشته باشد و ممکن است وجود نداشته باشد .

ب) به کار گرفتن برهان و استدلالهای عقلی در برخوردبا خصم:

حرکت یکنواخت آفتاب و ماه و آمد وشد یکنواخت  شب و روز، دلیل اضطرار آنها و مسخر بودنشان توسط نیروهای دیگری است زیرا اگر به اختیار خود حرکت میکردند، حرکتشان  یکنواخت و به یک جهت بود. بدیهی است چنانکه حرکت از مشرق به مغرب اگر با رعایت مصلحتی باشد معلوم میشود که محرّک آنها نیروی با ادراک و با اراده ­ای است که ما آنرا خدا می نامیم.

و اگر شما او را دهر بنامید، واقعیت منقلب نمیشود. اگر انتخاب این جهت بدون رعایت مصلحت باشد ترجیح بلا مرجح است که محال است و استحاله­ ی آن اساس و پایه قانون علیت است، پس وقوعش نیازمند به عامل مرجح میباشد.

بیان کامل برهان: هر چیزی که ذاتا ممکن باشد یعنی وقوع وعدم وقوع آن روا باشد؛ پس وقوعش نیازمند عامل مرجح میباشد؛ چون ترجیح بلا مرحج محال است. و اگرفاعل امری بدون شعور و اراده باشد، وقوع امر ممکن از آن فاعل، دلیل بر مجبور بودن او در آن امر میباشد؛ مگر اینکه  فاعل دارای حکمت و ادراک باشد و حکمت هم عین ذاتش باشد و اگر خصم این فرض را قبول کند، خدا راقبول کرده است.

ج) تلقین مقام استادی به خصم:

 حضرت در درجه­  اول، مقام استادی خود را به او تلقین کرد و فرمود: ما درست میدانیم و درباره خدا هرگز شک وتردید نمی کنیم. یک از شرائط تاثیر تعلیمات این است که استاد به گفته خود معتقد باشدو با قاطعیت وتصمیم مطلب خود ار به شاگردان آموزد. بنابراین امام (علیه السلام) این شاگرد آماده را در کلاس خود می برد.

د) محسوس نمودن امور معقول:

امام (علیه السلام) با بیان و تشریح مصادیق برهان نظم، کتاب خلقت رابرای خصم ورق زد و او را به تعقل وادار نمود و فرمود: به چشم خود ببین و این سطور را مطالعه کن:

1. گردش مرتب خورشید وماه . 2. پیدایش منظم ومتعاقب شب و وروز.

و) برخورداری از موضع مناسب در مناظره:

در مناظره ابتدا باید یافته ­های طرف مقابل ارزیابی شود و نسبت به آگاهی­ های یقینی و مشکوک وی، آگاهی به دست آید  و سپس بحث و گفتگو در قلمرو مشکوکات ادامه یابد .

اگر مناظره کننده بتواند مشکوکات را آسیب پذیر کند و میزان آنها را کاهش دهد به آماده کردن زمینه پیروزی  دست یافته است. حضرت در این مناظره از استدلالهای عقلی برای آسیب پذیر کردن مشکوکات طرف مقابل استفاده میکند؛ آنجا که حضرت به او فرمود:

«بنابراين تو در اين موضوع شكّ دارى كه شايد باشد و شايد نباشد! گفت:شايد چنين باشد. امام فرمود: اى مرد، كسى كه نمی ‏داند بر آنكه می ‏داند برهانی ندارد، نادان را حجّتى نيست».

ه)ارائه استدلالهای عقلی به شیوه تدرّج:

همانطور که ملاحظه شد، حضرت ابتدا مقدمه چینی کرده و خصم را از مرحله انکار به مرحله شک می آورد و یاد آور میشود که شخص عاقل چیزی را که ندیده ونمی داند، انکار نمی کند.

امام (علیه السلام) هدایت تدریجی ازراه جدل، خطابه و برهان را در این گفتگو به کار می گیرد که توضیح آن گذشت.

ی) شیوه ارائه استدلال در مقابل دهری:

امام (علیه السلام)، طریقه استدلال در مقابل یک فرد دهری و طبیعی را می آموزد که باید با او از راه دلالت ذاتی مصنوعات و افعال الهی بر وجود آفریدگار وارد سخن شد چرا که هر فعلی دلالت ذاتی برفاعل و هر بنایی دلالت ذاتی بر بنا دارد.

ن) استفاده از مسلّمات:

حضرت در جلسه دوم، طبق مبنا و آنچه که مسلّم نزد خصم است سخن را آغازمیکند، چون خصم معتقد به طبیعت و امور محسوس و تجربی است و ماورای محسوسات را قبول ندارد لذا به او میفرماید:

1. آیا شما زیر زمین و بالای آسمان را دیده ­ای که ملتزم به چنین اعتقادی شده ­ای یانه؟ به عبارتی طبق مبنای خودت که معتقد به محسوسات هستی، میبایستی که تمام محسوسات عالم را دیده باشی، چه زیر زمین چه روی آن و چه در بالای آسمان.

2. حضرت با استفاده از مسلمات مقبول نزد خصم، او را وادار به این اقرارکرد که من از روی گمان، عقیده داشته و سخن گفتم. بدنبال این اقرار، حضرت بلافاصله می فرمایند: گمان، عجز و ناتوانی است وهیچ عاقلی آنچه را که یقین  ندارد، انکار نمیکند.

بنابراین امام (ع)، با استفاده از مبنای خود خصم، او را به اشتباه خود آگاه کرد و با اقراری که از خصم گرفت، غلط بودن اعتقاد وی را بر او روشن ساخت.

اخلاقیات و آداب مناظره امام(علیه السلام):

1. برخورد هدایتی و دلسوزانه.

 2. عدم خودستایی هنگام غلبه.

3. رعایت ادب و احترام و مورد خطاب قرار دادن  خصم با صفات نیکو با جمله: «یا اخا اهل مصر».

4. قاطعیت در بیان مطالب مورد نظر در عبارت: «اى برادر مصرى از من بشنوو درياب كه ما هرگز در باره خدا شكّ نداريم و...».

5. ندادن فرصت بیش از حدّ به طرف مقابل برای تفکر و جولان در گفتار به این صورت که پس از گرفتن اقرارهای پیاپی از خصم او را ملزم به اعتقاد صحیح نمود.

«والحمدلله ربّ العالمین»

محمد مهدی عرب عامری